الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )
64
كفاية الأصول ( فارسى )
موجب تحريك عضلات به جانب مقصود ، شود . البته : نظر جناب صدر المتألهين اين است كه : اراده همچون ديگر صفات نفسانيه از امورى است كه معنايش عند العقل واضح و غير ملتبس به غير است ، لكن تعبير و يا به عبارت ديگر توصيف آن مشكل است . « 1 » 7 - پس از ايجاد شوق مؤكّد و اراده ، قوهء عامله و محرّكهء مفروش در عضلات ، عضلات و اعضاى بدن از جمله چشم و گوش و دست و پا و زبان و . . . را حركت داده و به وسيله هريك كارى را انجام داده و يا فعلى را انشاء مىكند . در اينجا : 1 - قوهء عامله و محرّكه فاعل مباشر بوده و ارادهاش تكوينى است ، و متحرك را فاعل غير مباشر و ارادهاش تشريعى است . پس از آن كارى اختيار صورت مىگيرد ، چرا كه تخلّف معلول از علت تامّه محال است . و لذا : بالوجدان درمىيابيم كه در اينجا غير از اراده و مبادى آن ، صفت نفسانيّهء ديگرى كه بتوان در كنار اراده ، آن را طلب ناميد نداريم . بلكه يك حقيقت است كه گاهى از آن تعبير به طلب مىشود ، و گاهى تعبير به اراده . پس : طلب و اراده متحد بوده و يك حقيقت است كه با دو اسم از آن تعبير مىشود . * مراد از ( كذا الحال فى سائر الصيغ الإنشائيّة ، و الجمل الخبريّة . . . ) چيست ؟ كناية تضعيف مذهب اشاعره است مبنى بر اينكه : غير از صفات شناختهشدهاى كه قائم به نفساند ، از جمله ، تمنّى ، ترجّى ، تعجّب ، ندا ، مدح ، ذمّ ، علم و استفهام و غير از اينها طلب و اراده ، صفت زائد ديگرى وجود ندارد ، و لذا حال صيغ مزبور همچون صيغهء امر است كه دلالت بر طلب و اراده دارد . * مقدمة بفرمائيد جمله بطور كلّى بر چند قسم است ؟ بر دو قسم است : 1 - خبريّه 2 - انشائيّه . * جملهء انشائيّه خود بر چند قسم است ؟ بر دو قسم است : 1 - طلبيّه 2 - غير طلبيّه * مصاديق جملهء انشائيّه طلبيّه كداماند ؟
--> ( 1 ) . اسفار اربعه ، ج 4 ، ص 113 .